سریال تلویزیونی و فیلم بلند شباهتها و تفاوتهایی دارند. روشن است که عناصر موجود درهریک از آنها مشترک است. اما این عناصر درمرحله پرداخت فیلمنامه است که تفاوتهایشان آشکار میشود. پرداخت درسریال تلویزیونی اهمیت ویژهای دارد. فراموش نکنیم که سریال حداقل درسیزده قسمت سی تا شصت دقیقهای نوشته و ساخته میشود و باید تا آخرین قسمت جذابیتهای لازم را برای مخاطب داشتهباشد. اینرا هم درنظر داشتهباشید که حداکثری برای تعداد قسمتها وجود ندارد. در سریالهای ایرانی تابهحال بیشتر از 90 قسمت نداشتهایم، اما دردیگر کشورها گاهی محدودیتی برای تکثر قسمتها وجودندارد وهستند نمونههایی که تاسالها پخش میشوند. این سریالها لزوماً عامهپسند(soap opera) هم نیستند و غرض اینکه برای داشتن کشش و پرداخت مناسب نیاز به تبعیت از دستورالعملهای مشخصی دارند. طبیعیاست که پرداخت مناسب باعث میشود که این سریالها مدتهای طولانی آنتن داشتهباشند. یک ویژگی شاخص در این سریالهای طولانی مدت وجود دارد که بهصورت فصلی نوشته و ساختهمیشوند و در هرفصل یک موضوع اصلی و چندین موضوع فرعی وجود دارد. درپایان هرفصل موضوعات اصلی و فرعی به نتیجهمیرسند. اما در طول قسمتهای آخرِهرفصل موضوعات جدیدی مطرح میشوند که زمینه را برای ادامه و گسترش فصلهای بعد مهیا میسازند.
سريالهاي تلويزيونی به گونهای طراحی ميشوند كه نظر مخاطبين بيشتری را جلب كند. بسياری از اوقات مفاهيم و موضوعات بسط داده میشوند تا بتوانند نيازهای يك شبكه به خصوص را تأمين كنند. هرشبكه يك فلسفه متفاوت برای اين امر دارد. زمانی كه موضوع توسعه داده میشود محيط اصلی برای سريال تنظيم میشود و شخصيتها بايد در چهارچوب كاری و در اماتيك داستان جايگاه خود را تطبيق دهند. در فرآيند نوشتن داستان الگوهای طراحی معين میشوند و يكي از اين الگوها غالب میشود و به ساختار موضوعی يك داستان تبديل میشود.
عناصر سريالهای تلويزيونی
ابراهيم يونسی در كتاب هنر داستاننويسی عنصر غالب بيشتر داستانها را تم، شخصيت و موضوع داستان ميداند. «بهترين داستان، داستانی است كه موضوع و تم و شخصيت داستانی را به هممیآميزد و با عمل متقابل آنها شكل میگيرد.» (يونسی، 1379، ص 32). اینها عناصر اصلی داستان هستند. . اما فراموش نکنیم که عناصر دیگری هم وجود دارند که در شکلگیریِ فیلمنامه یک سریال تلویزیونی و اصولاً هر داستانی وجود دارند. دربارهی هرکدام از این عناصر در شمارههای بعد بهتفصیل صحبت خواهیم کرد و ویژگیهایی که هریک از این عناصر را در سریال با فیلم بلند متمایز میکند، برخواهیم شمرد. دراینجا به کلیدیترین عنصر شکلگیری هر گونهی داستانگویی یعنی ایده میپردازیم.
ايده و مفهوم
خيلي از مردم فكر میكنند كه ايده مهمترين عنصر يك سريال تلويزيونی است. هر روز بسياری از مردم نامههايی به شبكههاي تلويزيوني مينويسند تا ايدهها و طرحهاي خود را براي نگارش سريالهاي جديد پيشنهاد دهند. شبكههاي تلويزيوني حرفهاي نيز ميدانند كه ايده ميتواند يكي از مهمترين عناصر در شكلگيري و بسط و روايت يك سريال باشد. ايده را به صورت مجرد هركسي ميتواند داشته باشد. اما به اجرا درآوردن و پرداختن موفقيتآميز ايدههاست كه ارزشمند است.
سوالي كه ايجاد ميشود اين است: ايدههاي تأثيرگذار تلويزيوني كدامند؟و چه چيزي ايده مناسب براي بسط سريال ايجاد ميكند. براي ايده مناسب سه قاعده اصلي وجود دارد: مقبوليت ايده، توانايي ايده كه در قسمتهاي طولاني كشش داشته باشد. كشمكش بين شخصيتهاي سريال.
مقبوليت ايده
اولين سؤالي كه اغلب در ابتداي يك سريال جديد پرسيده ميشود اين است: كه چرا مردم بايد به اين سريال نگاه كنند. در سريالسازي بايد بتوان به اندازه كافي مخاطب جذب كرد تا سريال، خود را به عنوان يك نمايش تلويزيوني پرطرفدار جا بياندازد. سريال بايد بتواند با شبكههاي مختلف و برنامههاي مختلف به رقابت بپردازد و در نظر بينندگان موفق و جذاب باشد. ايده يك سريال بايد حداقل به يكي از سؤالات زير پاسخ دهد.
آيا فضاي كلي داستان جذاب است؟ آيا مكان وقوع حادثه جالب است؟ آيا مشاغل شخصيتهاي اصلي جذاب است؟ آيا از وسائل، ماشينآلاتِ متفاوت، ابزار مدرن و... جذاب استفاده ميكند و ميتواند مخاطبين را با تكنولوژي مطروحه شيفته خود كند؟ آيا ايده به ارضاي روحي و يا خواستهاي نهفته مخاطب پاسخ ميگويد؟ آيا ايده و موقعيت داستان با عينيتهاي جامعه همخواني دارد؟
درست است كه سريالهاي تلويزيون مثل برنامههاي مستند با واقعيتها سروكار ندارند. اما نمايشها و شخصيتها بايد واقعي به نظر برسند.
تونايي ايده كه در قسمتهاي مختلف كشش داشته باشد:
يكي از دلايل شكست سريالهاي تلويزيوني عدم توانايي در تداوم ايده اوليه در قسمتهاي متوالي است. نويسندگان سريال بايد بدانند ايدههايي كه در زمانهاي طولاني در سريالها ادامه نمييابند فاقد چه عناصري هستند.
محلِ وقوع داستان و شخصیتپردازی مناسب غالباً نمادي كليدي در سريالهاي تلويزيوني ميباشد. برخي از شهرها و مناطق روستايي و برخي از لهجهها بر روي مخاطب ميتواند تأثير مثبت يا منفي داشته باشد. همچنين برنامهسازان موفق آموختهاند كه شخصيتهاي اصلي عنصر كليدي براي هر سريال موفقي هستند. نویسندگان موفق توصيفات كاملي از شخصيتهای اصلي دارند. این توصیفات غالباً شامل بيوگرافيهايي هستند كه ممكن است به بسياري از آنها در داستان و وقايع سريال اشارهاي نشود. اما نویسنده همه چیز شخصیت را میداند. چنين بيوگرافي كاملي، بينشي با ارزش براي گسترش ايده فراهم ميكند.
سؤال غير قابل اجتنابي كه هميشه پابرجا ميباشد اين است كه چگونه سريال تلويزيوني را ميتوان طي قسمتهاي مختلف نگهداري كرد. چه داستانهايي را ميتوان در مدتي طولاني بيان كرد.
اينكه ايده را بتوان در قسمتهاي مختلف ادامه داد طي چند اينرود اول مشخص ميشود. يك ايده تقريباً هميشه توصيف مختصري از داستان پيشنهادي را شامل ميشود كه سريال با آن آغاز ميگردد. اين داستان شخصيتها را در جاي خود تنظيم ميكند و نقطه جهشي را براي سريال مشخص ميكند. در مرحله ايده، اين داستان ممكن است تنها چندين صفحه باشد. اگرایدهی اولیه مورد پذيرش قرار گيرد، ابتدا به يك داستان كامل بسط داده ميشود و پس از آن به متن اصلي تبديل ميشود»
كشمكش بين كاراكترهاي سريال
يك جزء ضروري براي مقبوليت ايده، ناسازگاري دروني شخصيتها ميباشد. اين ناسازگاري داخلي سادهترين روش براي احساسات كاراكتر ميباشد و نيازهاي عمده ايده راتكميل ميكند. (در اين باره درسرفصل مربوط به شخصیت در شمارههای بعد صحبت خواهیم کرد.)
منابع ايدهها
اگر چه منابع الهام ايده در هر داستاني ممكن است از تخيل نويسنده سرچشمه بگيرد، اما مخاطب بايد ايده را باور كند.
بهطور کلی منابع ايدهها يكي از موارد زير است:
اتفاقات جاري، تجارب شخصي نويسنده، تاريخ، كتابها، فيلمها يا پروژههاي سفارشي شبكهاي.
اتفاقات جاري:
اتفاقات گوناگوني كه زندگي را تشكيل ميدهند غالباًنقاط قوتي براي سريالهاي تلويزيوني ميباشند نويسندهها گاهي روزنامهها را براي به دست آوردن ايدههاي جديد مطالعه ميكنند. مجلههاي ملي و منطقهاي نيز منابع خوبي براي چنين مطالبي هستند. گاهگاهي اینترنت وحتي مجلههاي الكترونيكي نيز ميتوانند موضوعات جديدي داشته باشند.
تجارب شخصي خالق:
این تجارب ميتوانند بسيار باارزش باشند. مسائلي كه نويسندگان تجربه كردهاند در گرفتن ايده بسيار مؤثراست. حتي گاهي نويسندگان بيوگرافي خود را مينويسند و يا چند نويسنده داستان زندگي خود را به عنوان پايه و اساس يك سريال جديد استفاده ميكنند.
تاريخ:
تاريخ منبع مهمي براي موضوعات سريالهاي تلويزيوني ميباشد. موضوعات تاريخي يك تجربه منحصر به فرد تصويري براي تماشاگران فراهم ميسازد. دسترسي به جزئيات تاريخ نيز از طريق كتب نشريات و داستانهايي كه سينه به سينه نقل شده است ممكن است.
كتابها و داستانها:
سريالهايي كه براساس كتابها و داستانها هستند جنبه عمومي دارند.
فيلمهاي ويژه:
بسياري از نويسندگان تلويزيوني از بسياري از فيلمها براي انتخاب موضوع سريالهاي جديد تلويزيوني ايده ميگيرند.تطبيق يك فيلم ويژه براي يك سريال تلويزيوني هميشه موفقيتآميز نبوده است ولي اين امر اشتياق براي اين منبع را كم نكرده است.
پروژههاي سفارشي شبكهاي:
بسياري از دست اندركاران تلويزيون ايده و موضوعي را انتخاب و سپس آن را به نويسنده يا تهيهكننده براي پيشرفت كار واگذار ميكنند.
*این مطلب درشمارهی ۴۲۷ مجلهی سینمارسانه چاپ شدهاست.